ایول آق مسعود .... ایول آق الهام ...
ایول اول تقدیم به آق مسعود گل و گلاب که با اون نطق آتشینش نطق خیلی ها رو کور کرد . همونطور که با اون نوشته های تند و تیز و بی پرواش توی شلمچه ، خیلیها ماستا رو کیسه میکردن ...
وقتی آق مسعود رو روی سن دیدم که با همون حالت لمپن وار روشو سفت کرده بود و فریاد میزد : نه مرغ میخوام نه سیمرغ ( بر وزن نه قم خوبه نه کاشون )، بی اختیار به یاد افاضات بی بدیل ایشان در جریده وزین و خوشنام و مردمی شلمچه افتادم که با چه کلمات نوازشبار و روح نوازی روح و جسم هنرپیشه های سینما را می نواخت . متحول شدن های یکشبه که خاص جامعه ایرانیست ، از ایشان موجودی ساخته که امروز بجای کلمه ی " بچه مزلف " و کلمات قصاری چون " فاحشه ها بعد از انقلاب در سینمای ایران " ، اینک بطور رسمی از امین حیایی و شریفی نیا و بقیه بابت نگرفتن جایزه عذرخواهی میکند... والله خیلی جای شکر دارد . آق مسعودی که یادم نیست توی این مراسم چفیه ی معروف خودشو انداخته بود یا نه ؟ آق مسعودی که زمانی فوتبال رو هم دشمن میدونست ، حالا فریاد میزنه : امروز سیاست ما مثل سینمای ما شده ( این جمله شما را به یاد جمله معروف سیاست ما عین دیانت ماست ، نمیندازه ؟ )... بله ایشون فریاد میزنه : سینمای ما با سیاست و انتخابات ما یکی شده است . حالا این یعنی چی ؟ خودش میدونه و خدای خودش ... ما که از جریان سیاست و انتخابات و داوری سینمای ایران بیخبریم . کاش خدا بدلش بندازه و همونطور که توی شلمچه مچ همه رو وا میکرد و همه رو به گند و رسوائی میکشید جریانات پشت پرده انتخابات و سیاست و سینما رو هم افشا کنه ... انشاالله که پاش به اسکار و کن و اینجور جاها وا بشه و اونا رو هم افشا کنه ... صاحب روزنامه شلمچه که روزگاری با تیترهای درشت آنچنانی و خبرای پشت پرده فساد و فحشای اصلاح طلبان ،مو بر تن آدمی سیخ می کرد . همین بچه مومنی که حاضر بود قمه و شمشیر بدست بگیره و قلب و سینه ی هر مخالفی رو پاره پاره کنه ، به لطف ترسندگان و رمندگان ایشان ، زین پس فیلمهای سیاه از جامعه کنونی ایران خواهد ساخت . به لطف همین فیلمها به جشنواره های جهانی خواهد رفت و بعد هم ناگهان از جامعه سینمایی ایران کنار میره ... بهمین راحتی به همین خوشمزگی ... کاش میشد یک لحظه به این فکر میکرد که اول مرغ بود یا تخم مرغ یا اینکه اول مرغ بود یا سیمرغ ؟؟؟؟....
۲- ایول دوم با کمال افتخار تقدیم میشود به آق الهام گل و بلبل که بالاخره با ۱۳۰ رای موافق در مقابل ۱۰۱رای مخالف ( ۳ رای بیشتر از حد نصاب ) بالاخره کسوت شریف وزیر دادگستری را به تن کرد ... اونهم چه وزارتی ... وزارت دادگستری و به زودی زود بر صندلی مجلل وزارت خواهد لمید و چقدر به ریش من و تو خواهد خندید که : دیدید گفتم گرونی اصلا" وجود خارجی نداره . این خودم این صندلی وزارت رو خیلی ارزون از دم درخونه احمدی نژاد اینا خریدم ...
چقدر کسای قضاوت بر تن ایشان برازنده است و من بشخصه بسیار لذت بردم از تجسم وی در ردای قاضی القضات بخصوص هنگامی که کلاه سرخی همچون قاضی شارع بر سر بگذارد . از فرمایشات بسیار متین ایشان هنگام گرفتن رای اعتماد اینکه گفته اند : من به آزادی فکر و بیان قائلم . به ویژه در مورد خانم ها و اصطلاحا" مرد سالاری بدخیم ندارم ( عجب ادبیاتی ) و مرد چنین ولایتی بر همسر خود ندارد که به او بگوید چگونه فکر کن و یا چگونه بنویس ....
بنازم ... بنازم به این همه سعه صدر و تسامح و تساهل ... بنازم به اینهمه زن ذلیلی ... بنازم به این زن سالاری بدخیم و فجیع ... یه سئوال میمونه : آیا ایشون درمورد آزادی فکر و بیان ، برای همه باندازه ی همسرشون احترام قائل هستن ؟
نکته دیگر از معجزات آسمانی دولت فخیمه کنونی است و آن اینکه با این حجم کار دادگستری و این همه پرونده های عجیب و غریب میلیاردی رانت خواری و قتلهای زنجیره ای و غیر زنجیره ای و سرقتهای کلان و غیر کلان و با این سیستم عهد بوقی وزارت دادگستری ، نامبرده علاوه بر تصدی مقام وزارت دادگستری ، میتواند همچنان در سمت سخنگوی دولت باقی بماند و به هیچکس هم مربوط نیست ...
راستی اگر خبرنگاری از ایشان در هنگامی که ردای قضاوت را از تن بدر کرده و کسوت پاسخگوئی دولت را پوشیده ، بپرسد : آیا در ایران زندانی سیاسی داریم یا نه ، چه جوابی خواهد شنید ؟ در هرصورت نباید انتظار داشته باشیم که جوابیه های ایشان فرق چندانی بکند همانگونه که هنگام سئوال در مورد گرانی ، ملت را به دم در خونه خودش راهنمائی میکرد ، همانگونه هم ممکن است بفرماید : ای دوستان عزیز ... زندانی سیاسی یعنی چه ؟ بابا یه روز یه نفر روز ولنتاین پیرهنشو خونی میکنه که دل معشوقه شو بدست بیاره و اونو بالای سرش میگیره و عکسشو پست میکنه واسه ی ژولیت خودش که اونوقت این دشمنان قسم خورده انقلاب ... این بوش حبس ابدی ، این بلر اعدامی ، این ژاک شیراک مفسد فی الارض ، این اریل شارون محکوم به اعمال شاقه ، این رایس منحرف محارب ، همین پیرهن خونی رو که نشونه ی عشق پاک یه جوون به همسر دلخواهش !!! بوده پیرهن عثمون میکنن و شما ها باید بیائید از دم خونه ما ارزاق روزانه تون را تهیه کنیدو اگه راهش بهتون دوره برین دم خونه ی احمدی نژاد اینا ... تازه یه عالمه ژولیت خوشگل و خوش قد و بالا هم همون طرفا هست به قیمت مفت ... لازم هم نیست که دیگه پیرهن خونی دستتون بگیرین و بهونه دست دشمن بدین ...
آخرندش : راستی این احمدی نژاد با این پیله ای که دور خودش تنیده ، به کجا می رود ؟ جالب اینجاست که آدمای توی این پیله علاوه بر مرام و مسلکشون ، قیافه هاشون هم بهم خیلی شبیهه ... خودتون حداد عادل رو با الهام مقایسه کنید . زیاد فرقی ندارن ... نمیدونم شاید این خواسته درونی ماست که همه اینارو یه شکل و یه جور می بینیم....
